خرید بک لینک

بغضی گلویم را گرفته تنگ در دست

بغضی گلویم را گرفته تنگ در دست

...
بغضی گلویم را گرفته تنگ دردست
پایم گریزان است... نه... نایی نماندست
در کاسه ی صبرم نمانده هیچ طاقت
انگار ایوب زمان خورده به بنبست
چیزی بگو ای شور شیرین جوانی
ایا به پا خیزم ، امید چاره ای هست ؟
در سینه ام صد گونه غم ریشه دوانده
کی می شود فارغ از این زندان شد و رست
وقتی تمام ساز ها غم می نوازند
باید به اوازکدام اهنگ دل بست
وحید قهرمانی

برچسب: نویسنده: پندار اکبری‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 11:42

صفحه بندی