در تاب و تب عشق تو انکار شدم من

خرید بک لینک

در تاب و تب عشق تو انکار شدم من
بی چاره و سر در گم و سربار شدم من


با خنده ی شیرین تو دل کندم و رفتم
فرهادم و در کوه گرفتار شدم من


چشمان سیاه تو علاج دل خون بود
از چشم تو افتادم و هی خوار شدم من

مجنونم و از حال دلم بی خبری ، اه
بیمار تو لیلای دل ازار شدم من


برگرد به این خانه بیا محرم دل باش
در خویش فرو رفتم و بیمار شدم من


با اتش عشقی که نگاهت به دلم زد
می سوزم و افسانه ی اغیار شدم من


وحید قهرمانی

وحید قهرمانی پایتخت شعر...

ما را در سایت وحید قهرمانی پایتخت شعر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:06

صفحه بندی